A supernatural nightlight

خدا رو شکر می کنم.
برای بودنت، برای بودنم، برای کنار هم بودنمون
برای ساعت پنج و پنجاه دقیقه ی مقدس
برای این فصلی که آروم آروم داره از کنارمون می گذره
برای تمام روزایی که میاد و میره و برای تک بودن و منحصر به فرد بودنشون
بخاطر تمام روزای این یک فصل که پر از تجربه و خاطره بوده و هست
ریز و درشت، تکراری و منحصر به فرد... دیروز و امروز و فرداها...
بخاطر لحظه هایی که به خیر گذشته
بخاطر لحظه های خوشی که به یادموندنی شده
بخاطر خنده هامون، نگرانیهامون، دغدغه هامون، و...
به این خاطر که حضورت کامل در رابطه و عشق و زندگیمون قابل لمسه 
بخاطر همه احساساتی که گفتنی نیست، اما ستایش شدنی هست، خیلی هم زیاد!
برای خاطر خیلی چیزها و خیلی روزها خدا
بخاطر همه چیز ممنون

 

+ تمام این سالها نتونستم به مادر و پدرم و حتی باقی بزرگترهای اطرافم بقبولونم که سلامتی هر آدمی مهم تر از اونیه که بخواد با فداکاری بی جا و یا تصمیمات نامعقول به خطر بیافته، نشد که نشد. یعنی یا متوجه نشدن، یا اعتقادی بهش نداشتن، یا..
حالا هرچی! من اجازه نمیدم این مسئله ی بااهمیت زندگی من و تو رو هم تحت تاثیر خودش قرار بده یا حالت وراثتی به خودش بگیره. نه. بنظرم سلامتی هر آدمی مهمترین و باارزش ترین سرمایه ی آدم بحساب میاد. ما در مقابل خودمون و همدیگه مسئولیم پس اول از هر چیزی باید به سلامتی روح و جسممون اهمیت بدیم. / همین و بس

+ راستش مطمئن نیستم.. همه ی دیشب رو بیدار بودم؟ یا خواب و بیدار؟ انگار که تازه فهمیده باشم همه چیز به خیر گذشته فقط به ریتم نفسهامون گوش می دادم و ساعت به ساعت خدا رو شکر می کردم. خدایا ممنونتیم

/ 0 نظر / 8 بازدید