when she gave a Slight, Sad Smile

یک روز چشم باز کردم دیدم همان پنجره که سالها بسته بود، شکسته
و درست از همان شب صدای ناله های باد، باورِ یک خواب آرام را از همسایه ها گرفت
هیچکس نفهمید اینهمه غصه پشت پنجره چه می کرد

اما من بعدترها در کتابی خواندم که پنجره های بسته
یک روز قبل بسته شدن، آینده ای را می فهمند که برای بازگو کردنش گوش شنوا ندارند 

/ 7 نظر / 8 بازدید
.

چه خوب پس بايد يا پنجره را باز کرد و يا شکست و يا رمز آلوديشان را تحمل که گاه گرمای داشتن رازی و رمزی به بستن پنجره می ارزد. انتخاب زيبايی بود

م.ح.۳.ن

سيلام

ehsan

salam man hodode 4 sale pish weblogamo dorost kardam va on moghe ha be shoma sar mizadam va shoma ham be ma sar mizadid alan omadam badaz modatha be archive weblogam sar zadam kheili kheili delam gereft yade rozaye khosh weblog nevesy oftadam goftam ye sare be bache haye ghadimi bezanam age forsat ham dashtam minisam bazam khob felan bye ta bad

عليرضا

گاهی هم برای بازگو کردن پسرک شيطانی را سراغ ندارند تا با گوشه سنگی قفل از لبشان باز کند ، اين پنجره ها...

رولت روسی

هی سلام.لوگوی قشنگی داری.يه دونه هم واسه من درس ميکنی فردا سرِکار؟

آرش

خدائيش پنجره شکسته از بسته بهتره، اقلا هوا مياد ازش!! پي نوشت: باد رو هم حالا ميشه يه كاريش كرد. پي نوشت۲: اسم كتابه چي بود؟