آبی آسمان

اینجا هنوز هم ظهرها
گنجشکها
دسته جمعی
لا به لای شاخه های درخت توت می خوانند
...

 

خانه ی پدری، اتاق سابق

/ 2 نظر / 21 بازدید
سعید

چه وبلاگ خوبیه.خیلی هم عالی

آرش (لولی وش سابق)

نمی دونم دقیقا چی میشه که آدم بی خود و بی جهت وسط همه شلوغیای زندگی یاد یک اسم میوفته و یک وبلاگ. یاد کسی که زمانی خیلی براش درد دل می کرد ولی حتی شاید الان یادشم نباشه از پسربچه (جوون شاید درست تر باشه ولی اونقدر خام بودم که پسربچه رو ترجیح میدم) ی عاشق پیشه ای که یه وب لاگی داشت و بعضی وقتا درد دلش برای آدمای توی نت باز میشد...نه برای هرکسی البته. خوشحالم که هنوز مینویسی...