به تاریخ 18 تیر ماه 1387

ساعت 9:38 شب دوشنبه

هست
زندگی، عشق و
در مرکز وجودت است
هست
نه محدودیت های فضا – زمان را می شناسد
نه رنج ها، واهمه ها و باورهای تو را
او تو را موجود دو پای راست قامتی بر سطح سومین سیاره از خورشیدی ریز
در لبه ی کهکشان کوچک جهانی خرد
گیر افتاده در بین تریلیون ها عالم دیگر
نمی انگارد.
او تو را بازتاب خود می داند
و آزادی مطلقت می دهد
تا هر آنچه می خواهی کنی
مگر مردن

ساعت ٩:۴۵ شب دوشنبه

خودت زندگی ات را می سازی
چنان که عنکبوت، تارش را
گاه
آزمون بسیار باید
برای استواری تار نخ


ریچارد باخ
یادداشت های مرد فرزانه

/ 1 نظر / 7 بازدید
آرش

اصلا من میگم زندگی تو کرات دیگه هم هست!! پی نوشت: شما خوبین نگین خانم؟