قسم می خورم
قسم می خورم به نور
به آیین اهل آب
به این بند بلند سپید، بوی تازه ریحان
پاره های روشن رویا
چراغ ها
هی دانا!
بگو بدی ها بروند!
نگو بمیرند،
بمیرند بد است

این بمیرند  فعل عجیبی از یک مصدر بد است!

ما بد کسی را نمی خواهیم
نخواسته ایم
نخواهیم خواست.

می گویم که بگویم
از هر گفته ام برای مگوی شما!

این لحظه چقدر مثل تو ماه است،
خوابم گرفته است،
حیرت می کنم، من خوابم گرفته است
بروم... یعنی اصلا هیچ،
شب به خیر کلمات صبور من!

سید علی صالحی

/ 10 نظر / 5 بازدید
python

welcome back

م.ح.۳.ن

که من هنوز يه راز احساسی نبودن خوابهای بعدازظهر نرسيده ام

من...

دخترک مهربان دوست داشتنی ام .... چقدر دلتنگ دستخطط بودم ... اگر بدانی ... دلم بی قراری ميکرد .. به سراغت آمدم ... مهربانم ...نگينم ...

عليرضا

بگذار در سکوت بميرد تب... عجب صبور است اين کلمه مرگ اما چه پر ستاره می نمايد آسمان در شبی که غرق در تب می خوابی... انتخاب... نوبت توست که بخواهی مصدر بد بودنش را صرف کنی...

مارمولک

منتظر اومدنت به وبلاگم هستم، رفیق قدیمیت دوباره شروع کرده نوشتن...

اروئیکا

چقدر دلم برای بودنت و سبد سبد آرامش نوشتنت تنگ شده بود ... يه کهکشون ستاره هديه به دستهای قشنگت ................اروئيکا.

no0no0che

بازم که آبجيت جا موند...ای بابا...دلم تنگيده بودش...خوش برگشتی...راستی خیلی کوچیکتیما به مولا

م.ح.۳.ن

بگو بدی ها بروند! نگو بمیرند، بمیرند بد است این بمیرند فعل عجیبی از یک مصدر بد است ،من اينو دوس دارم نه به خاطر معماری وحشتناک کلماتش بلکه به حاطر شرافتی که توی فکر اين آدم هس

آرش

سلام نگين. منو يادت مياد؟

سو لماز

هرگز دنبال کسی نبودم که با او زندگی کنم بلکه دنبال کسی بودم که نتونم بدوناون زندگی کنم پس بهترينم تا ابد کنارم بمان